-
شناسنامه و مختصری از زندگانى حضرت امام صادق (ع)
عصر امام صادق(ع) يكى از طوفانىترين ادوار تاريخ اسلام است كه از يك سواغتشاشها و انقلابهاى پياپى گروههاى مختلف ، بويژه از طرف خونخواهان امام حسين(ع) رخ مىداد. و از ديگر سو عصر آن حضرت ، عصر برخورد مكتبها و ايدئولوژيها و عصر تضاد افكار فلسفى و كلامى مختلف بود...
سيره زندگانی امام صادق (عليه السلام) از زبان استاد مطهری
علويين دو دسته بودند:بنى الحسن كه اولاد امام مجتبى بودند،و بنى الحسين كه اولاد سيد الشهداء عليهما السلام بودند.غالب بنى الحسين كه در راسشان حضرت صادق عليه السلام بود از فعاليت ابا كردند...عباسيين مردمى نبودند كه دلشان به حال دين سوخته باشد.هدفشان دنيا بود و چيزى جز مقام و رياست و خلافت نمىخواستند.حضرت صادق عليه السلام از اول از همكارى با اينها امتناع ورزيد...
سخنرانی با موضوع ائمه اطهار (علیهم السلام) (صوتی)
در مورد امام صادق (ع) (شهید مطهری) - دوران امام صادق(حجت الاسلام پناهیان) - ولادت امام صادق ( آیت الله وحید خراسانی) - در مورد امام صادق (ع)(آیت الله جوادی آملی)
-
نگاهی به نحوه شهادت امام صادق علیه السلام
ازسوي ديگر امام در سالهاي آخر عمر خود شديداً لاغر وضعيف شده بود و به تعبيريکي از افرادي که امام را درآن روزگار ديده بود ازاوچيزي نمانده بود جز سرش، کنايه ازاينکه بدن کاملاً فرسوده ونحيف شده بود. سراسرزندگيش به دشواري وسختي ورنج آفريني گذشته بود. ودرسالهاي آخر عمربر ميزان محدوديت واحضار وتهديد او اضافه مي شد که اين خود بر خستگي ورنجش مي افزود.
روزي منصور به وزير دربارش « ربيع » گفت همين اکنون جعفربن محمد (امام صادق( عليه السلام)) رادراينجا حاضر کن .
ربيع فرمان منصور را اجرا کرد حضرت صادق( عليه السلام) را احضار نمود، منصور باکمال خشم و تندي به آنحضرت رو کرد وگفت:
« خدامرا بکشد اگر تو رانکشم آيا درمورد سلطنت من اشکال تراشي مي کني ؟»
امام: آنکس که چنين خبري به تو داده دروغگو است ...
ربيع ميگويد: امام صادق( عليه السلام) راديدم هنگام ورود لبهايش حرکت مي کند، وقتي که کنارمنصور نشست، لبهايش حرکت مي کرد ولحظه به لحظه ازخشم منصور کمتر مي شد .
وقتي که امام صادق( عليه السلام) ازنزد منصور رفت، پشت سرامام رفتم وبه اوعرض کردم:
وقتي که شما وارد برمنصور شديد منصور نسبت به شما بسيار خشمگين بود ولي وقتي که نزد او آمدي ولبهاي تو حرکت کرد خشم او کم شد شما لبهايتان را به چه چيز حرکت مي دادي ؟
امام صادق( عليه السلام) فرمود : لبهايم رابه دعاي جدم امام حسين ( عليه السلام) حرکت مي دادم وآن دعا اين است :
يا عُدَّتي عِندَ شِدَّتي وَيا غَوثِي عِندَ کُربَتي اَحرِسنِي بِعَينِکَ الَّتي لا تَنامُ وَاکَنِفنِي بِِرُکنِکَ الذَّي لايُرام
« اي نيرو بخش من هنگام دشواريهايم واي پناه من هنگام اندوهم به چشمت که نخوابد مرا حفظ کن ومرا درسايه رکن استوار وخلل ناپذيرت قراربده »
آتش کشيدن خانه امام صادق(عليه السلام)
مفضّل بن عمر مي گويد: منصور دوانيقي براي فرماندار مکه ومدينه حسن بن زيد پيام داد: خانه جعفر بن محمد ( امام صادق (ع) را بسوزان، اواين دستوررا اجرا کرد وخانه امام صادق( عليه السلام) را سوزانيد که آتش آن تا به راهرو خانه سرایت کرد، امام صادق ( عليه السلام) آمد ومیان آتش گام برمي داشت ومي فرمود : اَنَا بنُ اَعراقِ الثَّري اَنا بنُ اِبراهِيمَ خَليلِ اللهِ
« منم فرزند اسماعيل که فرزندانش مانند رگ وريشه دراطراف زمين پراکنده اند منم فرزند ابراهيم خليل خدا( که آتش نمرود براو سرد وسلامت شد )»
برنامه قتل امام صادق (عليه السلام)
سرانجام منصور نتوانست پيشرفت امام را ببيند و عظمت او را تحمل نمايد. طرح قتل او را از طريق مسموم کردن تهيه نمود.
اين نکته راناگفته نگذاريم که بني عباس درس مسموم کردن امامان رااز پيشوايان راستين خود، يعني بني اميه آموختند. معاويه بارها گفته بود خداوند ازعسل لشکرياني دارد و.. که غرض عسل مسموم بود که به خورد دشمنان خود ميداد.
منصور توسط والي خود درمدينه امام را با انگور زهرآلود به شهادت رساند وبعد حيله گرانه به گريه وزاري وعزاداري او پرداخت. اينکه درامر شهادت امام، منصور دست داشته جاي شکي براي ما نيست، زيرا که خود بارها گفته بود که او چون استخواني درگلويم گير کرده است.
شايد منصور جداً وقلباً دوست نداشت امام رابکشد ولي چه مي توان کرد که مقام است وسلطنت، پست است وموقعيت. مگر هرکسي ميتواند ازآن بگذرد؟ امرشهادت او را توسط منصور، برخي چون ابوزهره انکار کرد ه اند، بدليل ابراز تأسف منصور ازمرگ او وهم گفته اند که اين امر خلاف تحکيم پايه هاي حکومت او بود. ديگران هم همين افکار راداشته اند ويا برخي ديگر ازآن به ترديد ياد کرده اند. ولي باتوجه به سابقه برخورد واحضار وتهديد منصور، وبا توجه به اعمال زمامداران پس از او معلوم مي شود بني عباس چون بني اميه درخط امام کشي بودند وآنها شش تن ازامامان ما را مسموم کرده اند. آري او پس از قتل امام ابراز تأسف هم کرد وآن مصلحتي بود.
-
-
65سال، عاشقانه زیستى و 34 سال را صادقانه امامت کردى تا پر پر دانههاى نجابتت به انگور زهرآلود منصور آغشته شد.
اى ششمین ستاره تابناک امامت و ولایت، صادق آل محمد (صلى الله علیه و آله و سلّم)! نامت را با افتخار به دلهاى غریبمان میسپاریم تا یادت آرام بخش سینه هاى بیتابمان باشد.
سرمایه امروز بقیع، اشک است و اشک. مدینه، جهان را از شیون اکنون خود پر کرده است. امروز بقیع در لباس سوگ، چکیده اشکهای غربت شیعیان است.
جان عاشقان و شیفتگان تو، در آتشی از ماتم میسوزد و شرارهاش دنیا را میسوزاند. هقهق گریه، رخصت تسلیتگویی نمیدهد و طاقت شانه ها را میگیرد.
«مدینه» همچنان مظلوم است و … «بقیع» مظلوم¬تر! رنج¬نامه نانوشته شیعه، بر خاک و سنگ مزار صادق آلپیامبر ، گویاتر از هر زمان به شِکْوه و شهادت ایستاده است.
شهادت امام صادق (ع)، مرد آسمانی مدینه، چشمه جود و سخاوت، کوه حلم و بردباری، تجسم اخلاص و صبر و دریای عمیق علوم لدنی بر پیروان آن حضرت تسلیت باد!
-
فضيلت ماه شوّال
اين ماه نخستين ماه از ماههاى حج است; زيرا «عمره حجّ تمتّع» را مى توان در سه ماه، شوّال، ذى القعده و ذى الحجّه انجام داد و قبل از آن جايز نيست (هرچند عمره مفرده را مى توان در تمام سال انجام داد) و اين خود دليل بر اهمّيّت و فضيلت اين ماه است.
ماهى است كه خداوند بندگان خويش را به سوى خانه خود دعوت كرده است و آنان نيز با گوش جان نداى او را شنيده و به سوى او از نقاط دور و نزديك به حركت در مى آيند (اين سه ماه را «اشهر الحج» مى نامند، ولى ماه شوّال جزء ماههاى حرام نيست).
اين ماه نخستين ماه از ماههاى حج است; زيرا «عمره حجّ تمتّع» را مى توان در سه ماه، شوّال، ذى القعده و ذى الحجّه انجام داد و قبل از آن جايز نيست (هرچند عمره مفرده را مى توان در تمام سال انجام داد) و اين خود دليل بر اهمّيّت و فضيلت اين ماه است.
ماهى است كه خداوند بندگان خويش را به سوى خانه خود دعوت كرده است و آنان نيز با گوش جان نداى او را شنيده و به سوى او از نقاط دور و نزديك به حركت در مى آيند (اين سه ماه را «اشهر الحج» مى نامند، ولى ماه شوّال جزء ماههاى حرام نيست).
وجود عيد بزرگ اسلامى فطر در ابتداى اين ماه نيز، فضيلت مهمّ ديگرى براى اين ماه به شمار مى آيد.(2)
-
اعمال ماه شوال
تقويم اين ماه
اوّل شوّال:
روز اوّل اين ماه، روز عيد فطر است كه از اعياد بزرگ اسلامى است.
اوّل شوّال:
روز اوّل اين ماه، روز عيد فطر است كه از اعياد بزرگ اسلامى است.
عيد روزه داران واقعى است همانها كه اعمال آنان پذيرفته شده و گناهانشان بخشوده گرديده; لذا بايد اين روز را عيد بگيرند.
هشتم شوّال:
روز ويران كردن قبور ائمّه بقيع توسّط گروه متعصّب و گمراه وهّابى در سال 1344 هجرى قمرى است.
وهّابيّون كه گروهى اندك، متعصّب و نادان در ميان مسلمانان به شمار مى روند داراى عقايد افراطى عجيبى هستند و با همه مذاهب اسلامى در امورى به مخالفت برخاسته اند كه از جمله آنها، توسّل به اولياءاللّه، ساختن ضريح و گنبد براى آنان و مسأله شفاعت است. از همين رو، بناى قبور امامان بقيع و حمزه سيّدالشّهدا و ديگر بزرگان اسلام و قبور صحابه و حتّى قبر پدر بزرگوار پيامبر(صلى الله عليه وآله) را در مدينه و ديگر شهرها تخريب نمودند، و در پى تخريب ضريح و گنبد رسول گرامى اسلام(صلى الله عليه وآله) نيز بودند كه بر اثر واكنش هاى شديد جهان اسلام، از آن دست كشيدند.
آنان به سبب همين عقايد جاهلانه و خشك، با تأسّف بسيار آثار تاريخى اسلامى فراوانى را در حرمين شريفين تخريب كردند; آثار ارزشمندى كه مى توانست سبب پيوند نسل حاضر با تاريخ گذشته اسلام باشد. متأسّفانه همه آنها از دست رفت.
بيست و پنجم شوّال:
روز رحلت امام صادق(عليه السلام) پيشواى بزرگ مذهب ما (در سال 148 هجرى) است.(1) -
شب اوّل ماه (شب عيد فطر)
از شب هاى بسيار مبارك است و در فضيلت و اهمّيّت آن، همين بس كه در بعضى از روايات آمده است، اهمّيّت آن كمتر از شب قدر نيست، و در روايات توصيه به عبادت و احياى اين شب شده است.(3)
براى اين شب چند عمل ذكر شده است:
از شب هاى بسيار مبارك است و در فضيلت و اهمّيّت آن، همين بس كه در بعضى از روايات آمده است، اهمّيّت آن كمتر از شب قدر نيست، و در روايات توصيه به عبادت و احياى اين شب شده است.(4)
براى اين شب چند عمل ذكر شده است:
اوّل: غسل است به هنگامى كه آفتاب غروب كند.(5)
دوم: اين شب را به نماز و دعا و استغفار زنده نگه دارد و در مسجد بيتوته كند، يعنى شب را در آن جا سپرى نمايد و.....
ادامه مطلب
ادامه مطلب -
بانگ شیون بلنداست و گویی این همه ناله را پاسخی نیست.
زمینیان در ماتمند و آسمانیان چشم انتظار و علی چون همیشه مظلوم...
امشب عجب حالی دارد حسن، نمیداند از غم فراق پدر بگرید یا بر این وصال ابدی غبطه خورد و حسین همچنان به پدر مینگرد ، پدر که غریبانه در بستر جهل کوفیان خفته.
علی را در محراب عشق کشتند ،
فرق عدالت را در شام سیاهی شکافتند و نخواستند آفتاب، ظلمت شبهایشان را روشن کند .
علی غریب و تنها، شکوه در چاه میکرد، نخلستانهای کوفه هیچگاه نالههای شبانهاش را از یاد نخواهد برد .
دل آسمانیاش پر بود از عشق خدا و همین عشق او را به عرشیان پیوند میزد و امشب عرش را در مقدمش، آذین بستهاند
علی رهسپار است و دلها در پی او روان،
او میرود و حسرت ابدی جهان را فرا میگیرد،
چرا که علی یگانه بود ...
-
نمیمه شعبان مبارک
-
در تاریخ تولد فاطمه علیهاالسلام در بین علماى اسلام اختلاف است. لکین در بین علماى امامیه مشهور است که آن حضرت در روز جمعه بیستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد یافته است. (1)
مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) در شهر مکه و در خانه خدیجه اتفاق افتاد. این خانه در محله اى است که در گذشته به آن «زقاق العطارین» یعنى کوچه عطارها مى گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه علیه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساکن بود. خانه مبارکى که بارها در آن فرشته وحى بر پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) نازل گردید. این خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. (2)
و از آنجا که محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زیستگاه پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله) و مکان تولد حضرت زهرا (علیهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمین ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از این رو بارها در طول تاریخ همزمان با تعمیر و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام کردند. (3)
1- علماى امامیه و علماى عامه در سال ولادت حضرت فاطمه اختلاف دارند. اکثر علماى عامه تولد او را قبل از بعثت مى دانند. عبدالرحمن بن جوزى در کتاب تذکره ى الخواص ص 306 مى نویسد: تاریخ نگاران نوشته اند که فاطمه ى زهرا در سالى متولد شد که قریش به ساختن مسجدالحرام مشغول بودند. یعنى پنج سال قبل از بعثت.
محمد بن یوسف حنفى در کتاب «نظم دررالسمطین» ص 175 مى نویسد: فاطمه در سالى متولد شد که قریش مشغول ساختن کعبه بودند.
طبرى در ذخائرالعقبى ص 53 از قول عباس نقل مى کند که گفت: فاطمه در سالى متولد شد که قریش مغشول ساختن خانه ى کعبه بودند و در آن هنگام پیغمبر در سن سى و پنج سالگى بود.ابوالفرج در کتاب مقاتل الطالبیین ص 30 مىنویسد: فاطمه قبل از بعثت در سالى که کعبه بنا مى شد به دنیا آمد. مجلسى در کتاب بحارالانوار ج 43 ص 213 مىنویسد: روزى عبداللَّه بن حسن بر هشام بن عبدالملک وارد شد در حالى که کلبى نیز در مجلس حضور داشت. هشام به عبداللَّه گفت: فاطمه چند سال عمر کرد؟ عبداللَّه در پاسخ گفت: سى سال. سپس همین سؤال را از کلبى نمود. او در جواب گفت: سى و پنج سال. هشام رو به عبداللَّه نمود و گفت: آیا سخن کلبى را شنیدى؟ اطلاعات کلبى در عالم انساب خوب است. عبداللَّه گفت:.......
ادامه مطلب......
ادامه مطلب